زمین شناس حقیری تو را رصد می کرد

بـــــه تو ســـــتاره خوبم، نگاه بد مـــی کرد

کنارت ای گل زیبا، شکستـــــه شد کمــــرم

کســی کــــه محو تو می شد مرا لگد می کرد

تو مـــــاه بودی و بوسیــــدنت نمـــــی دانــــی

چــــــه ساده داشت مرا هم بلنـــد قد مـــی کرد

بگو به ساحل چشـم ات که من نرفتـــــه چطــور

به سمت جاذبـــه ای تازه جزر و مــــد می کرد؟!

چه دیده ها که دلت را به وعــده خوش کردند

چه وعده ها که دل من ندیـــده رد مـــی کرد

کنون کشیده کنار و نشستــــه در حجلـــه

کسی که را ه شما را همیشه سد می کرد

کاظم بهمنی